محمد الريشهري
53
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
پيامبر خدا به او فرمود : " من يك بنده هستم . كدام بنده ، بندهتر از من است ؟ " . زن گفت : پس لقمهاى از غذايت را به من بده . پيامبر صلى اللّه عليه و آله لقمهاى به او داد . زن گفت : نه ؛ لقمهاى را كه در دهانت هست ، به من بده . پيامبر خدا ، لقمه را از دهانش بيرون آورد و به او داد . زن آن را خورد . . . و از آن پس ، تا زمانى كه از دنيا رفت ، ديگر بدزبانى به سراغش نيامد . 11194 . مسند أبى يعلى به نقل از عايشه : پيامبر خدا فرمود : " فرشتهاى نزد من آمد . . . و گفت : پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : " مىخواهى پيامبر و بنده باشى ، يا پيامبر و شاه ؟ " . من به جبرئيل عليه السلام نگاه كردم . به من اشاره كرد كه : تواضع كن . پس گفتم : پيامبر و بنده " . از آن پس ، پيامبر خدا در حال تكيه دادن غذا نمىخورد و مىفرمود : " من ، بندهوار غذا مىخورم و بندهوار مىنشينم " . 11195 . دعائم الإسلام : پيامبر صلى اللّه عليه و آله هر گاه غذا مىخورد ، يكى از پاهايش را از زانو خم مىكرد [ و روى آن مىنشست ] و روى پاى ديگرش تكيه مىداد « 1 » و مىفرمود : " من مثل بنده مىنشينم و مثل بنده غذا مىخورم " . توضيح آنچه از احاديث اين عنوان استنباط مىشود ، ستايش و استحباب فروتنى بر سر سفره و هنگام ميل كردن غذا و اجتناب از شيوه غذا خوردن مستكبران است . بنا بر اين ، نشستن روى زمين ، موضوعيت ندارد . چه بسا كسى روى زمين ، با تكبّر غذا
--> ( 1 ) . حالتى كه كف يك پا روى زمين و ساق آن عمود بر زمين باشد كه معمولًا همين پا ، تكيهگاه بدن نيز مىشود ؛ ولى پاى ديگر ، از زانو خم مىشود و ساق آن روى زمين مىخوابد .